الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

47

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

است كه حيا مانع باشد از كشف آن و اطّلاع غير او بر آن ، و اين معنى اعمّ است از فرج ، پس ستر عورت اعمّ از تحصين فرج باشد . « و لقّنى حجّتى » - به قاف و نون مشدّده - مشتقّ از تلقين به معنى تفهيم است ، يعنى « بفهمان به من در آن روز حجّت مرا تا به آن احتجاج جويم » . مترجم گويد : « مصنّف - رحمه اللَّه - در كتاب « اربعين » در بيان آنكه بندگان در روز قيامت طلب تفهيم و تلقين حجّت خود را از پروردگار به چه نحو مىكنند كلامى ايراد نموده است كه بنا بر مناسبت مقام از ترجمهء آن كه به « ترجمهء قطب شاهى » موسوم است سمت نگارش مىيابد و آن اينست كه : مراد از طلب بندگان تلقين و تفهيم حجّت خود را از پروردگار خود در روز عرصات كه اين حديث اشعار به حسن آن دارد آنست كه ملهم سازد ايشان را به امرى كه حجّت ايشان باشد در آن روز چون در معرض خطاب و عتاب او درآيند ، و وسيلهء خود سازند آن را در خلاصى از عذاب و عقاب او ، چه ايشان را در آن روز رخصت آن خواهد بود كه چون در معرض خطاب او در آيند و از ايشان سبب جرأت در ارتكاب معاصى پرسند اگر جوابى و حجّتى بر آن داشته باشند ظاهر سازند چنانچه كريمهء يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها ، كه در توصيف روز قيامت در كلام مجيد وارد است دلالت بر آن دارد ، چه معنى آيه اينست كه : « روز قيامت روزى است كه هر كس از جانب نفس خود در مجادله بوده باشد با پروردگار خود ، و از زلّات و تقصيرات خود حجّت و جواب مىگفته باشد » . ( سورهء نحل : 16 - آيهء 111 ) و شمول تفضّل و رحمت بىنهايت الهى مقتضى آن خواهد بود كه نسبت به هر كس كه مادّهء او را استعداد قابليّت آن بوده باشد كه در معرض هدايت او درآيد و مشيّت او به ارشادش تعلّق گيرد در مقام تلقين و تفهيم حجّت او به او در آيند ، و تقرير سؤال از زلّات او بر وجهى فرمايند كه در ضمن آن تنبيه به جواب از